اسراف کارترین مردم دنیاکدامند؟

[ad_1]

بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، هر شهروند در کشورهای عربی سالانه ۲۵۰ کیلوگرم مواد غذایی را در سطل زباله می‌ریزد، این مقدار در اروپا برای هر فرد ۱۱۰ کیلوگرم است.

ناطقان: به نقل از بی بی سی عربی،محمد کرم مدیر توسعه شرکت ‘امرسون’ در منطقة خاورمیانه وآفریقا گفت: در کشورهای عربی، هر شهروند به تنهائی سالی ۲۵۰ کیلوگرم غذا را به هدر می‌دهد که این مقدار در اعیاد و مناسبت‌ها به ۳۰۰ تا ۳۵۰ کیلوگرم می‌رسد.
 
بر اساس گزارش سازمان خواربار جهانی، دو سوم مواد غذایی در جهان دور ریخته می‌شود که معادل یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تن در سال است. در حالیکه برای از بین بردن قحطی وگرسنگی در جهان یک چهارم همین غذایی که مردم دنیا دور می‌ریزند، کافی است.
 
ارزش مواد غذایی که سالانه در کشورهای صنعتی دور ریخته می‌شود حدود ۶۸۰ میلیون دلار است. این مقدار در کشورهای در حال توسعه به ۳۰۰ میلیون دلار در سال می‌رسد.
 
فائو، نبود فرهنگ وآگاهی لازم را از مهمترین دلایل اسراف در مصرف مواد غذایی در جهان برشمرد.
 
بی بی سی در گزارش خود افزود: برای تولید یک عدد سیب رسیده، ۷۰ لیتر و برای تهیه یک ساندویج همبرگر دو هزار و ۵۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود.
 
بر اساس گزارش‌های پیشین سازمان خواروبار جهانی، ۷۹۵ میلیون نفر در جهان، در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، از گرسنگی و سوء تغذیه رنج می‌بردند.
 

[ad_2]

لینک منبع

انتشار مقاله روزنامه نگار اصفهاني در يکصد و ششمين شماره فصلنامه رسانه

[ad_1]

“مطالعه کيفي چالش هاي شبکه هاي اجتماعي تلفن همراه در زندگي کاربران”عنوان مقاله اي است که توسط عباس زماني، روزنامه نگار  اصفهاني در يکصد و ششمين شماره”فصلنامه رسانه” ویژه بهار 1396  منتشر شده است.

اين مقاله که با راهنمايي دکتر آذر قلي زاده، عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي اصفهان تهيه شده، حاصل تحقيقي کيفي در حوزه نرم افزارهاي اجتماعي مبتني بر تلفن همراه مي باشد که با قلمي روان و شيوا تدوين گرديده است.

پيش از آن نيز اين روزنامه نگار جوان، با تاليف اولين کتاب پژوهشي در حوزه شبکه هاي اجتماعي مجازي تلفن همراه با عنوان “خانواده مجازي” و طرح نظري اين عنوان، در جهت شناخت و تبيين فرصت ها و  تهديدهاي فضاي مجازي،  به ويژه رسانه هاي اجتماعي گام هاي ارزنده اي برداشته بود.

اين پژوهشگر اجتماعي همچنين حدود 20 مقاله علمي-پژوهشي ديگر در حوزه فضاي مجازي، روابط عمومي و ارتباطات، سواد رسانه اي، وب پژوهي، اقتصاد مقاومتي، سرمايه اجتماعي و سبک زندگي تاليف و در کنفرانس هاي ملي و بين الملي و نشريات علمي- پژوهشي کشور ارائه داده است.

از جمله اين موارد مي توان به انتشار مقاله “تجارب دانشجويان از تهدیدهای مذهبي شبکه‌های اجتماعي تلفن همراه” اشاره نمود که سال گذشته در “فصلنامه فرهنگ در دانشگاه اسلامي” با درجه علمي- پژوهشي زير نظر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها منتشر شده است. وي از معدود روزنامه نگاراني است که با تلاش و کوشش فراوان توانسته است اين موفقيت ها را براي استان اصفهان به ثبت برساند.

شايان ذکر است فصلنامه رسانه با درجه علمي- ترويجي از نشريات پژوهشي زيرمجموعه دفتر مطالعات و  برنامه ريزي رسانه هاي وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامي بوده که نظر به فرايند داوري علمي توسط اساتيد برتر علوم ارتباطات و رسانه کشور  در ميان اصحاب قلم داراي اهميت بسياري مي باشد.

در شماره جديد اين فصلنامه از ميان مقالات متعدد ارسال شده به دفتر مجله، تنها هفت عنوان مقاله تخصصی از سوی پژوهشگران حوزه ارتباطات و رسانه منتشر شده و در آن موضوعاتی چون: الگوی مطلوب برنامه‌های دینی تلویزیون ایران، تنوع فرهنگی در رسانه، رسانه و دین، نقش ارتباطات گرافیکی در جذب مخاطبان روابط‌عمومی، چالش‌های شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه و… مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

[ad_2]

لینک منبع

توتال شرایط بهتری در قرارداد جدید گازی از ایران گرفت

[ad_1]

کیمیا پرس: نیویورک تایمز با اشاره به امضای قرارداد توتال با ایران نوشت: از نظر توتال، مزایا و منافع سرمایه گذاری در ایران به ریسک ها و ضرر های احتمالی اش می چربد و این شرکت توانسته شرایط بسیار بهتری نسبت به آنچه در گذشته پیشنهاد شده بود از ایران بگیرد.

به گزارش کیمیا پرس به نقل از نیویورک تایمز، پاتریک پویان، رئیس و مدیر شرکت فرانسوی توتال ماه ها نگران بود که قرارداد سرمایه گذاری در ایران نهایی نشود.
 
وی به خصوص نگران بود که دولت ترامپ تلاش کند توافق هسته ای سال 2015 با ایران را لغو کند. وی در ماه فوریه در مصاحبه ای گفته بود: «اگر یکی از طرف ها از این توافق خارج شود، ما قادر به سرمایه گذاری نخواهیم بود.»
 
اما روز دوشنبه، پویان دیگر مشکلی با ریسک های امضای قرارداد با تهران که شرکتش را متعهد می ساخت یک پروژه عظیم گازی در ایران را بر عهده بگیرد نداشت.
 
صرف نظر از اینکه این قرارداد راه را برای ورود دیگر شرکت های غربی به ایران هموار می کند و ممکن است راه توتال را به قراردادهای بیشتری در ایران باز کند، تصمیم این غول انرژی فرانسوی تبعات گسترده تری دارد. اگر ترامپ تصمیم به لغو توافق هسته ای بگیرد یا آمریکا تحریم های بیشتری علیه تهران وضع نماید، قرارداد فاز 11 پارس جنوبی توتال را در معرض ریسک هایی قرار می دهد.
 
بر اساس این قرارداد، توتال در مرحله نخست توسعه فاز 11 پارس جنوبی، یک میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری خواهد کرد. این شرکت شراکتی را با شرکت سی ان پی سی چین و شرکت ایرانی پتروپارس آغاز خواهد کرد.
 
همایون فشارکی، تحلیلگر موسسه وود مکنزی در این باره گفت: «این قراردادی است که همه منتظرش بودند… این قرارداد تا حد زیادی یک نمونه به دست می دهد.»
 
آقای پویان که با هیکل تنومندش قبلا یک بازیکن راگگی بوده، ظاهرا قمار حساب شده ای را انجام داده است. ایران دارای منابع عظیم انرژی است و بر اساس آمارهای بی پی بزرگترین ذخایر گازی اثبات شده جهان و دومین ذخایر بزرگ نفتی در خلیج فارس را در اختیار دارد.
 
توتال کاملا با آن بخش از پارس جنوبی که قرار است در آن فعالیت کند آشنایی دارد و با توجه به اینکه همین شرکت قبل از تحریم ها در پارس جنوبی برای ایران کار کرده، موجب شده تا کار کردن برای شرکت های بزرگ بین المللی در ایران غیرممکن شود.
 
هرچند مقامات نفتی ایرانی به سرسختی در مذاکرات شهرت دارند، اما استدلال پویان این بوده که با تبدیل شدن توتال به اولین شرکت بین المللی وارد شده به ایران، شرکت های نفتی بزرگ جهان نیز قراردادهای مهمی را با ایران منعقد خواهند ساخت. وی با همین استدلال توانسته شرایط بسیار بهتری نسبت به آنچه در گذشته پیشنهاد شده بود از ایران بگیرد.
 
اوضاع آشفته خاورمیانه از جمله تنش ها بین قطر و دیگر کشورهای عربی و خشونت ها در عراق و سوریه و سایر کشورها موجب نگرانی برخی شرکت ها شده است. اما پویان این شرایط را فرصتی مهم برای سرمایه گذاری می بیند.
 
وی در این باره گفت: «آنچه خاورمیانه می تواند به ما پیشنهاد دهد، داشتن منابعی با هزینه پایین است… شما می توانید (در آنجا) کسب و کار پرسودی داشته باشید.»
 
اما به هر حال قرارداد توتال بدون ریسک نیست. به ویژه دولت ترامپ که در حال بازنگری در رویکرد خود در قبال ایران است، ممکن است موضع خود در قبال تهران را سرسختانه تر کند و حتی شرکت های بین المللی را از سرمایه گذاری در این کشور دلسرد نماید. اما حداقل فعلا دولت ترامپ به مفاد برجام عمل کرده و معافیت ایران از تحریم های هسته ای را تمدید کرده است.
 
ظاهرا از نظر توتال، مزایا و منافع سرمایه گذاری در ایران به ریسک ها و ضرر های احتمالی اش می چربد.

[ad_2]

لینک منبع

ظرفیت‌های مغفول اقتصادی ورزش قهرمانی در ایران

[ad_1]

کیاست – متین فیروز آبادی – در دنیا سالیان سال است که دیگر ورزش تنها بعد تفریح و سرگرمی ندارد، بلکه مدت‌ها است ورزش جنبه های مختلفی اعم از سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به خود گرفته است و عملا یک راهبرد برای دستیابی به اهداف دولت‌ها و حکومت‌ها در زمینه‌های یاد شده تبدیل شده است.

یکی از مهمترین جنبه‌های ورزش مساله اقتصادی آن است که در حقیقت با تقویت آن می توان به ظرفیت‌های بسیار رشته‌های مختلف ورزشی دست پیدا کرد و تا زمانی که موضوع اقتصاد ورزش در یک کشور به نتایج مطلوب نرسد و قهرمانان ورزشی و تیم‌های ورزشی به توانمندی‌های لازم در حوزه اقتصادی دست پیدا نکنند قطعا امکان درخشش و حضور در عرصه بین المللی را نخواهند داشت، موضوعی که کشورهای پیشرفته و قدرتمندی نظیر آمریکا و چین به خوبی به درک آن رسیده‌اند و در المپیک‌های مختلف شاهد قدرت آنها در رشته‌های مختلف ورزشی و در حقیقت سرمایه گذاری این کشورها به روی ورزش قهرمانی هستیم.

مسوولان اقتصاد ورزشی را در دستور کار قرار دهند

گام اول در این زمینه قطعا اراده جدی مسوولان و دست اندرکاران ورزش کشور است، بزرگواران باید بخواهند تا به موضوع اقتصاد ورزش بپردازند و راهکارهای رشد و تعالی اقتصاد ورزش در کشورمان را پیدا کنند که البته این موضوع چندان هم پیچیده و خارج از حد توان آنها نیست و پس از دستیابی به راهکارهای لازم آنها را اجرایی کنند.

در کشورهای توسعه یافته باشگاه های ورزشی در انواعورزشها به صورت یک بنگاه اقتصادی عمل می کنند و حداکثرکردن سود مبتنی بر جذب بیشتر و بهتر طرفداران و حامیان مالی را، هدف فعالیت اقتصادی- فرهنگی خود قرار داده اند و همین امر منجر به تخصیص بهینه منابع دراقتصادورزششده است، اما رقابت در اینصنعتو بالطبع ساختاربازارمتفاوت می باشد؛ زیرا رقابت دو باشگاهفوتبالبا رقابت دو بنگاهتولیدکننده لوازم برقی متفاوت می باشد. ساختاربازار در اقتصادورزش، تعادل رقابتی است، با این مفهوم که تیم های ورزشی به طور کلی عملکرد بهتری خواهند داشت اگر تیم های موجود کیفیت مناسبی داشته باشد. نکته مورد توجه دراقتصادورزشوجود اثرات جانبی مثبت آن برای جامعه و بخش های دیگر اقتصادی است مانندسلامتفیزیکی و روانی جامعه،جذب گردشگر، ارتقای سرمایه اجتماعی، رشد فرهنگی و مسایلی از این قبیل می‌تواند بهترین دلیل برای حضور دولت در زمینه فراهم آوردن زیرساخت‌های ورزشی باشد.

ورزش نه تنها در سطح ملی یکصنعتدرآمدزا می باشد بلکه شدیدا می تواند به توسعه اقتصادهای محلی و کوچک کمک کند. تقویت ساختاربازارو قوانینورزشدر سطوح استانی و منطقه ای می تواند به رشدصنعتورزشو منافع اقتصادی ناشی از آن در این مناطق کمک کند. شاید بعضی از جنبه هایورزشمانند هزینه های زیربنایی و زیرساختی در مراحل ابتدایی در کشوری مانندایرانیک کالای عمومی محسوب شود و دچار شکست بازارشده و نیاز به دخالت و حمایتدولت باشد تا با استفاده از بازدهی ها نسبت به مقیاس، واحدهای ورزشی توانایی اداره بهصورت خصوصی را در خود ایجاد کنند. در مباحث تجارت بین الملل این موضوع با عنوان «حمایت از صنایع نوزاد» مطرح می شود.

اسپانسرها مهمترین حامیان ورزش قهرمانی در جهان هستند

یکی از مسایلی که در کشور ما در اغلب رشته‌های ورزشی به آن توجهی نشده است و نیازمند همکاری دستگاه‌های مختلف برای رسیدن به این مهم است جذب اسپانسرهای داخلی و خارجی است، موضوعی که در تمام دنیا حائض اهمیت است و می‌تواند تکانی به ورزش کشور ما بدهد. اسپانسرها عموما به دو صورت وارد گود ورزش می‌شوند، یا به صورت تبلیغات محیطی که می تواند برای میزبان و برای برگزار کنندگان شرایط لازم مالی جهت برگزاری مسابقات را فراهم آورد، مسابقاتی که جوایز آن حامی تیم‌ها و ورزشکاران می‌شود و درآمدهای آن هم ضامن برگزاری مجدد و امتداد مسابقات است، نحوه دیگر حضور اسپانسرها حمایت مالی از تیم‌ها و ورزشکاران به صورت مستقیم است، این نوع از حمایت مالی انیگزه و مشوق خوبی برای تیم داران، ورزشکاران و البته برگزار کنندگان مسابقات است چرا که زمانی که یک تیم یا یک ورزشکار شرایط مالی خوبی برای تمرین و آماده سازی داشته باشد نمایش خوبی برای مخاطب خواهد داشت و مخاطبین با حضور در جایگاه تماشاگران می‌توانند بخشی از هزینه‌های برگزار کنندگان که دولتی یا خصوصی هستند را تامین نمایند.

در حقیقت یک چرخه مهم و کاملا مرتبط میان حامیان مالی، برگزار کنندگان، تیم‌ها و ورزشکاران و تماشاچیان وجود دارد که البته همه آنچه گفته شد به ویژه حضور اسپانسرها نیازمند یک چیز است و آن پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی در رشته‌های مختلف است،موضوعی که متاسفانه در کشور ما به چند رشته محدود شده است گویی مسوولان مربوطه معتقد هستند تنها این رشته‌ها طرفدار دارند و تنها این رشته‌ها هستند که قهرمان دارند، در این بین رزمی‌کاران به ویژه فعالان رشته‌های رزمی رینگی نظیر بوکس، کیک بوکسینگ و موی تای از مظلومان و مغفولانی هستند که گویا کسی در کشور آنها را در حد و اندازه رسانه‌ای شدن نمی‌داند در حالی که این رشته‌ها هم ورزشکاران بسیاری دارند و هم مخاطبین و طرفداران پر و پا قرص زیاد و در سطح جهانی با یک نیم نگاه می‌توان درآمدهای کلان و نجومی این مسابقات را به خوبی رصد کرد.

زمانی که درهای ورزشگاه‌های رشته‌های مختلف ورزشی به روی جامعه باز شود و استعدادیابی‌ها در مراکز مختلف آغاز شود در کشوری که بیش از نیمی از آن جوانان هستند قطعا شاهد کشف و رشد استعدادهایی خواهیم بود که در جهان خوش درخشیده و با تشکیل تیم‌ها و آکادمی‌های پایه خواهیم توانست ورزشکاران خود را به جهان معرفی کنیمو در سطح مدعیان قرار بگیریم ، موضوعی که در رشته والیبال طی سال‌های اخیر به خوبی شاهد آن هستیم، که همراه بودن این دستاورد مهم با برخورداری کشور از زیرساخت‌های لازم برای برگزاری مسابقات معتبر می‌تواند کمک بزرگی در زمینه‌های مختلف اقتصادی به کشور و به ورزش کشور کند ضمن اینکه در بحران بی‌کاری کنونی ورزش هم می تواند یک فعالیت فرهنگی تفریحی و هم یک اشتغال برای جوانان باشد.

[ad_2]

لینک منبع

ورزش ارزش است!

[ad_1]

ایمان محمدی – پدر پای تلویزیون نشسته و برای مسابقه والیبال حرص می خورد، تیم ست دوم را هم واگذار کرده و حالا اگر بازی بعدی را نبرد، پووف! حذف می شود به همین راحتی.

پدر نه والیبال بازی می کند و نه تا حالا دستش به توپ والیبال خورده، البته برای آن یکی پسرش پول کلاس فوتبال را می دهد هرچند امین عاشق صخره نوردی است و بابا می گویند “آدم اگر عقلش سالم باشه می ره آویزون بشه که چی، برو فوتبال و خدا رو چه دیدی تو هم یه علی کریمی شدی ما سربلند شدیم”… .

بله ورزش پول می خواهد، گذشت دوره زمین خاکی و کتونی پاره، یا پای برهنه. امروز ورزش کردن امکانات می خواهد، حمایت می‌خوهد و البته سازماندهی!

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلقی بسیاری از انقلابیون، اصلاح وضعیت همه چیز با کمک دولت و به وسیله آن بود.

دولت پایش را در هر کفشی که رسید کرد، از کارخانجات تا بانک‌ها و در ادامه سازمان ورزش و بسیاری از باشگاه‌ها را نیز دولتی کرد.

ولع دولتی‌سازی با شروع دولت سازندگی فرونشست و یک دفعه دولت و نخبگان که از داغی اول انقلاب و جنگ بیرون آمده بودند خود را  با خیل عظیمی از مسوولیت‌ها مواجه دیدند که خودخواسته گریبانگیر دولت شده بود.

اداره این همه سازمان و نهاد و تشکیلات، قرار گرفتن آنها در فهرست بودجه بگیران و هزار عیب و نقص دیگر، باعث شد طبل خصوصی‌سازی به صدا دربیاید و دوباره آنچه روزی دولتی شده بود حالا خصوصی شود.

ورزش اما یکی از حوزه‌های مهم بود که باید خصوص می‌شد اما مگر کسی از آن دل می‌کند. به خاطر علاقه وافری که مسوولان دولتی و دیگر نهادها به ورزش و حواشی آن داشتند تلاش کردند تا آن را برای خود خصوصی نگه دارند.

برای مثال وقتی دیگر زور فیفا بر فدراسیون فوتبال چرخید که باید انتخابات داخلی داشته باشد اگر به نام‌های مجمع عمومی نگاه می‌کردید و با سیستم کاری آشنا نبودید انگار به مجمع عمومی یک شرکت دولتی چند منظوره چشم دوخته بودید.

اما چرا دولت از ورزش دل نمی‌کند، و چرا دولت از میان تقویت کلی ورزش، تنها ورزش قهرمانی و همگانی را برگزیده است.

جواب را می‌توان در بودجه‌های هنگفتی جستجو کرد که در امور مربوط به جوانان و ورزش هزینه می‌شود. برای مثال در یک دوره مسابقات کشوری دو و میدانی نوجوانان در یک شهر، حداقل 24 تیم با ده‌ها نفر عضو، مربی، کمک مربی و همراه در کنار داورها، ناظران و کلی خدم و حشم حضور دارند، هتل و غذا و هزینه‌های جانبی می‌خواهند، به جز جوایز و لباس و دیگر اقلام مورد نیاز!

کسانی هم اسپانسر می‌شوند و دولت بودجه می‌دهد، تا این جا کار عادی و معمولی پیش می‌رود، اما وقتی کار تمام شد تازه جملات منفی و روایی دهان به دهان می‌شود.

فلان کارگاه تولید لباس مال خانواده آن مسوول است، رستوران مال این نورچشمی بوده و اسپانسر با خود اسپانسرشونده وارد تعامل شده و بخشی از اسپانسرینگ را خصوصی واریز کرده تا دو برابر آن از مبلغ قرارداد کم شود.

در این میان هم همه مسوولان ورزش‌دوست که آخرین بار با دوچرخه برای مادرشان در سن 15 سالگی نان گرفته‌اند عاشق ورزش و گرفتن عکس و فیلم یادگاری با ادوات ورزشی و ورزش‌کاران می‌شوند.

اینها دلایل مالی حداقلی برای از دست ندادن توفیق حضور در عرصه‌ ورزش است که در مقابل عملکرد ورزش‌های پرطرفداری چون فوتبال یا کشتی و محبوبیت آوری آنها، پشیزی نمی‌ارزد.

پوشیدن گرم‌کن ورزشی یا گاهی لباس‌ ورزش‌های رزمی از سوی مسوولان در روزهایی که مردم و دوربین‌های زیادی در صحنه حضور دارند از سنت‌های مرسوم بین آنان است (البته برای بعضی افراد مغرض و نادان سووال پیش می‌آید که چرا دوستان از دوبنده کشتی و امثال آن استفاده چندانی نمی‌کنند!)

ولی چرا دولت تقویت ورزش قهرمانی را علی‌رغم همه انتقاداتی که حتی نخبگان یا برنامه‌ریزان دولتی هم به آن وارد می‌کنند، همیشه در دستور کار دارد؟ یا چرا هر وقت کیسه سوراخ چند باشگاه معروف با خاصه خرجی‌ها و ولخرجی‌هاشان خالی می‌شود، دستشان را جلوی جیب دولت دراز می‌کنند تا جیب عموم ملت جبران خسارات خود را بکنند؟

چند گروه کشور برای ورزش قهرمان به شیوه دوپینگی هزینه کرده و می‌کنند، اول دولت‌های بلوک شرق سابق که در طول جنگ سرد، یکی از راه‌های موفق نشان دادن خود در اداره جامعه را اجرای نمایشی از کاروان‌های مدال‌آور می‌دانستند که البته سابقه ابداع استفاده از ورزش به عنوان بخشی از ابزار جنگ را باید به نام آلمان نازی نوشت که اوج آن در المپیک 1936 برلین قابل مشاهده بود.

در دسته دوم می‌توان از کشورهایی که از سرمایه اجتماعی و قوام ملی کمی بهره می‌برند؛ حالا یا به عللی مثل تازه استقلال یافته بودن و یا ساختار قبیله‌ای که به تازگی وارد مدار تمدن گشته اند مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و شبیه آنها، نام برد که با ورزش‌های قهرمانی سعی در ساختن دلیل در کنار هم بودن برای مردم سرزمین‌شان هستند.

 و سوم کشورهایی مثل ما، که سابقه ورزش قهرمانی داریم، قهرمان‌های ملی و محلی ما یکی از افتخاراتشان پهلوانی بوده که به نوعی ورزشکار بودن هم (‌بیشتر کشتی، تیراندازی یا سوارکاری) یکی از شاخصه‌های آن بوده است. در اینجا  ناخودآگاه ذهن تاریخ‌گرای چندهزارساله مردم، هنوز برای قهرمانان خود نوعی رویین تنی آرزو می‌کند و همیشه رزم رستم را در دل ستایش می‌کند، فرقی هم نمی‌کند مذهبی باشد یا شل مذهب.

پس برای محبوبیت در دل این مردم چه بهتر که در کنار پهلوانان باشی، حالا اگر تختی نیست، یک وزنه‌بردار کوه پیکر یا تکواندو‌کار تیزچنگال هم خوب است، هرچند هنوز فوتبالیست‌ها در این فهرست با فاصله معناداری از دیگران جلوتر هستند.

در واقع در سیستم دولتی ما که بخشی مهمی از آن بر پایه آرای عمومی نهاده شده، کسب توجه مردم از طریق ورزش یک راه میان‌بر برای ماندن پشت صندلی‌های مدیریت است حتی اگر ورزش نزد آنها به بلند کردن کارد و چنگال روی میز نهار یا استکان چایی که مش قاسم آورده، خلاصه شود.

در شهر اصفهان نیز به غیر شهردار فعلی که عشق دوچرخه است و یکی از ورزش‌کاران سابق که وارد شورای چهارم شده بود، بیشتر مسوولان به همان علایق درونی خود بسنده می‌کنند و معتقدند که دوری و دوستی البته به غیر از عکس گرفتن و حضورهای مصلحتی!

آسیبی که علاقه مفرط به جلب توجه با استفاده از سرمایه اجتماعی ورزش‌ قهرمانی به وجود آورده را می‌توان در شکل نگرفتن یک سیستم ورزشی اجتماعی اشاره کرد که نمود آن را می توان در مدارس سطح کشور مشاهده کرد.

هنوز در مدارس کشور، ورزش چرخ پنجم است، مدارس کوچک و نقلی ما که یادگار دهه شصت و کمبود امکانات آن دوره هستند از نبود فضاهای استاندارد ورزشی رنج می‌برند و کمک‌های دولتی به جای صرف شدن در این بخش، به مصرف استعدادیابی و تشکیل لیگ قهرمانان می‌شود.

در جای دیگر، معافیت‌هایی که دولت برای امور ورزشی یا فرهنگی وضع کرده باعث شده تا بسیاری نهادهای شبه دولتی، خصولتی یا بنگاه‌های اقتصادی غیر شفاف، با تشکیل تیم‌ها و باشگاه‌های فرهنگی- ورزشی، بر دیگ فعالیت‌های خود سرپوش بگذارند، سرمایه‌ها را جابجا کرده و البته در مواردی هم به شغل شریف پولوشویی اهتمام می‌کنند.

 دستمزدهای نجومی برخی ورزشکاران در کنار مشکلات اولیه زندگی برای بسیاری ورزشکاران رشته‌های کمتر محبوب نشان می‌دهد توزیع نامناسب کمک‌های دولتی و سهم‌گیری‌های نادانسته و شاید دانسته از امکانات زیرساختی دولت مثل ورزشگاه‌ها، لجستیک و فضاهای چندمنظوره ساخته شده با بودجه دولتی، دارد.

این عملکرد دولت و به بیراهه رفتن مدیریت در ورزش توسط بخش شبه دولتی باعث شده تا ورزش کردن به حلقه مفقوده جامعه تبدیل شود. به علت نهادینه نشدن ورزش به عنوان یک هنجار و فقدان نهادهای اجتماعی در شهرها برای سرپرستی بخش ورزش از کودکی تا جوانی که توانایی نفوذ در همه محلات و نقاط شهر داشته باشد، شهروندان دچار کم تحرکی و افزایش بیماری‌ها و آسیب‌های جسمی ناشی از ورزش نکردن می‌شوند.

این سبک زندگی بدون ورزش، باعث تحمیل هزینه‌ها و عدم‌النفع‌های بسیاری به جامعه شده تا آنجا که درمان در هزینه‌های بهداشت نقش پررنگی ایفا می‌کنند.

با پدیدار شدن آثار زیانبار این سبک ورزش‌داری، چند سالی است که ورزش‌های همگانی مثل پیاده‌روی‌های همگانی در شهرها به صورت دوره‌ای برگزار می‌شود که بیشتر در مناسبت‌های محلی یا ملی و مذهبی انجام می‌شوند و به علت خاصیت نامنظم آن و نبود عنصر رقابت از جذابیت و ثمرات کارکردی آن کاسته شده است.

برای رسیدن ورزش به جایگاه واقعی خود، و شکل‌گیری منظومه ورزشی از حالت فعلی به یک وضعیت قابل قبول و برآمدن قهرمانان به صورت طبیعی از بستر جامعه، مدارس و دانشگاه‌ها، دولت باید دست خود و اعوان و نصارش را از ورود به ورزش باز دارد.

بیشتر بر روی ورزش‌های گروهی و پایه پرداخته شود و تا سر حد امکان، ورزش کردن به صورت رایگان و دارای بار مثبت اجتماعی ترویج شود و به عنوان یک ارزش اجتماعی به شمار برود.

[ad_2]

لینک منبع

مسئولان قوا برای قوه تحت مدیریت خود عصمت و مصونیت قائل نباشند

[ad_1]

مسئولان قوا برای قوه تحت مدیریت خود عصمت و مصونیت قائل نباشند

۶۳۵۹۰۰۱۵۳۶۵۴۱۲۲۰۶۱_b

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون برخی برخوردهای سلیقه‌ای و بعضاً خودسرانه به نظام آسیب جدی وارد کرد ،گفت: ممانعت از برگزاری سخنرانی نایب رئیس مجلس در مشهد برای نظام هزینه‌های زیادی دارد.
دکتر محمدرضا عارف در دیداری صمیمانه با جمعی از ورزشکاران و هنرمندان با تسلیت ایام رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) و گرامیداشت هفته بسیج که یادگار باارزش امام خمینی(ره) است به حادثه تروریستی در حله عراق و شهادت جمعی از هموطنانمان اشاره کرد و گفت:تروریست‌های جنایت کار از برگزاری با شکوه مراسم اربعین حسینی خشمیگن شدند و چند روز بعد از این حماسه ماندگار اوج درماندگی خود را با اقدام تروریستی در حله عراق به نمایش گذاشتند.
وی ادامه داد: شهادت و مجروح شدن مظلومانه شماری از زائران حسینی از جمله تعدادی از هموطنان عزیزمان در ایامی که متعلق به سوگواری ائمه اطهار است ماتم ملت ایران را دو چندان کرد.مطمئناً اینگونه اقدامات کورکورانه عزم ملت و دولت ایران را برای مبارزه با تروریسم بیشتر می‌کند و انشالله بساط تحرکات تروریستی از منطقه با همگرایی امت اسلامی و دولت‌های مسلمان برچیده خواهد شد.
مجلس نسبت به سلامت هموطنان حساس است و در قبال کوتاهی مسئولان مطمئناً وظایف نظارتی خود را انجام خواهد داد
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین به حادثه برخورد دو قطار در استان سمنان اشاره کرد و با اظهار تأسف از وقوع اینگونه حوادث در کشور و با تسلیت به خانواده های داغدار و آرزوی سلامتی برای آسیب دیدگان این حادثه ،خاطرنشان کرد: مایه تأسف است که هنوز سیستم حمل و نقل کشورمان از آنچنان ایمنی برخوردار نیست که هموطنان با خیال آسوده به مسافرت بروند و مسئولین هم دائماً در حال توجیه نواقص موجود هستند . مجلس شورای اسلامی نسبت به سلامت هموطنان عزیزمان حساس است و در قبال کوتاهی مسئولان مطمئناً وظایف نظارتی خود را انجام خواهد داد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به همراهی قشر عظیمی از هنرمندان و ورزشکاران با تفکر اطلاح طلبی در جریان انتخابات مجلس دهم اشاره کرد و با قدردانی از آنها،گفت: بی‌شک یکی از دلایل مهم موفقیت لیست امید در انتخابات مجلس دهم همراهی نخبگان کشور از جمله هنرمندان و ورزشکاران عزیز کشورمان بود و حقیقتاً شما در اسفند ۹۴ سنگ تمام گذاشتید و علی رغم برخی گلایه ها و دلخوری‌ها از وضعیت موجود تمام قد به صحنه آمدید که باعث افتخار اعضای لیست امید شد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بر ضرورت مسئولیت شناسی نمایندگان مجلس تاکید کرد و گفت: یکی از وظایف مهم نمایندگان مجلس پاسخگویی به مطالبات مردم است و در این بین رسیدگی به دغدغه‌های هنرمندان که قشر تأثیر گذاری در جامعه هستند باید مورد توجه مسئولین از جمله نمایندگان مجلس باشد.
وی با بیان اینکه درد اکثر اقشار مختلف جامعه یکسان است و باید درمان را تشخیص دهیم ،تصریح کرد:اینکه شما عزیزان در چنین جلسه‌ای مهمترین دغدغه‌تان مشکلات مردم است بسیار با ارزش است و نشان دهنده این است که هنرمندان و نخبگان کشورمان انسانهایی دردآشنا هستند و از مردم فاصله نمی‌گیرند.
ساحت هنر و هنرمند نگاه امنیتی را بر نمی‌تابد
عارف با انتقاد از نگاه امنیتی به هنر گفت: معضل اصلی جامعه ما این است که همه موضوعات را ابتدا سیاسی جلوه می‌دهند بعد هم سعی در امنیتی کردن آن دارند مطمئناً ساحت هنر و هنرمند نگاه امنیتی را بر نمی‌تابد. باید با نگاه فرهنگی و برگرفته ار فرهنگ ایرانی-اسلامی به ساماندهی هنر پرداخت و مطالبات این قشر فرهیخته را پاسخگو بود.
ممانعت از برگزاری سخنرانی نایب رئیس مجلس برای نظام هزینه‌های زیادی دارد
وی با اشاره به برخوردهای سلیقه‌ای برخی مسئولان با موضوعات مختلف در ادوار مختلف بعد از انقلاب اسلامی،یادآور شد: از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون برخی برخوردهای سلیقه‌ای و بعضاً خودسرانه به نظام آسیب جدی وارد کرد که نمونه اخیر آن ممانعت از برگزاری سخنرانی نایب رئیس مجلس در مشهد بود که اینگونه برخوردها برای نظام هزینه‌های زیادی دارد.
مسئولان قوای سه گانه سعه صدر بیشتری در برابر انتقادات داشته باشند
رئیس فراکسیون امید با انتقاد از مجادلات کلامی مسئولان از طریق تریبون‌های رسمی کشور گفت:کشور به آرامش نیاز دارد و کسانیکه مسئولیت‌های کلانی در نظام دارند باید بدانند که روح و روان مردم با اینگونه برخوردها و مجادلات آسیب می‌بیند .بهتر است مسئولان قوای سه گانه سعه صدر بیشتری در برابر انتقادات داشته باشند و بدانند که نباید برای مجموعه تحت مدیریتشان عصمت و مصونیت قائل شوند.
عارف با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران ظرفیت حل مشکلات را دارد،تاکید کرد:اگر عزم جدی برای حل مشکلات وجود داشته باشد و اگر دست از منیت‌ها و خودخواهی‌ها برداشته شود با پشتوانه ملت بزرگوار ایران می‌توانیم بر مشکلات مختلف فائق بیاییم.
با رشد چشم گیر فناوری در عرصه رسانه دیگر نمی‌توان کسی را ممنوع التصویر کرد
وی با بیان اینکه با رشد چشم گیر فناوری در عرصه رسانه و ارتباطات دیگر نمی‌توان کسی را ممنوع التصویر کرد،گفت: اکثراً هنرمندان کشورمان پایبند به ارزشها هستند و محروم کردن آنها از حضور در رسانه‌های فراگیر از جمله صدا و سیما مطمئناً به ضرر این رسانه است و جامعه هنری ما نشان داده است علی رغم فراهم بودن زمینه‌ فعالیت در خارج از کشور به دلیل دلبستگی به میهن و مردم ایران حاضرند با برخی ناملایمات کنار بیایند اما در کشورشان فعالیت کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه چند توصیه به هنرمندان و ورزشکاران کرد.
وی با اشاره به الگو بودن هنرمندان و ورزشکاران برای جوانان کشور گفت: هنرمندان و ورزشکان از جمله گروه‌های مرجعی هستند که برای جوانان الگو محسوب می‌شوند خواهش من این است که از این فرصت به نحو مطلوبی استفاده شود و با ساختن آثار هنری ،از جذب جوانان به برنامه‌های مخرب شبکه‌های ماهواره‌ای جلوگیری کنید.
عارف دومین توصیه خود را به موضوع آثار هنری درباره تاریخ معاصر ایران اختصاص داد.
وی در این زمینه به ضعف فیلم‌ها سینمایی و سریالهای تلویزیونی اشاره کرد و گفت: در زمینه تاریخ معاصر ایران متاسفانه تاکنون آثار هنری که بتواند به صورت جامع به این موضوع بپردازد ساخته نشده است و علی رغم زحماتی که تاکنون هنرمندان عزیزمان کشیدند اما می‌طلبد که برای نسل جوان کشورمان آثار فاخر هنری بیشتر و ماندگاری در زمینه تاریخ معاصر ایران ساخته شود.
رئیس فراکسیون امید همچنین از هنرمندان و ورزشکاران خواست در زمینه آسیب‌های اجتماعی فعالانه‌تر وارد میدان شوند و در کاهش آنها متولیان مربوطه را یاری کنند.
پیش از سخنان دکتر عارف هنرمندان و ورزشکارانی همچون سالار عقیلی،محمود پاک نیت،عبدالرضا اکبری،جمشید هاشم پور،محمدرضا طالقانی و آرش میراسماعیلی دغدغه‌های خود در در زمینه‌های مختالف اجتماعی،هنری، ورزشی و سیاسی مطرح کردند.

[ad_2]

لینک منبع

حاصلِ ۴ دهه آوازی محمدرضا شجریان/چرا جماعت هنرفروش استاد را راحت نمی‌گذارند؟

[ad_1]

۱

به گزارش خبرنگار ایلنا، بحث صداسازی در آواز ایرانی و نه سلفژ؛ یکی از تئوری‌های آموزشی‌ست که شجریان بر آن تاکید داشته و دارد. هرچند این روش؛ مخالفان و موافقان زیادی دارد. استاد ویژگی مورد بحث دیگری هم دارد اینکه شاگردانش اغلب کم‌کارند و بیشتر وقتی نامشان مطرح می‌شود که چهل سال یا بیشتر دارند. برداشت‌ها در این‌باره بسیار است. برخی اعتقاد دارند استاد هیچگاه علاقه‌ای نداشته که شاگردانش خیلی فعالیت اجرایی داشته باشند و آن‌ها را محدود می‌کرد. برخی البته منصف‌تر قضاوت می‌کنند؛ اینکه رابطه مراد و مریدی بین استاد و شاگردانش چندان است که اغلب آنها رضایت قلبی به فعالیت اجرایی نداشته‌اند.

۴

برای کسی صدا نمی‌سازیم

کلاس‌های استاد شجریان آنقدر خاص بوده که تنها عده معدودی به آنها راه یافته و همراه با استاد دوران آموزش خود را سپری کنند. یکی از این شاگردان که امروز برای خود اسم و رسمی پیدا کرده؛ حمیدرضا نوربخش است که به گفته خودش؛ از پایه‌گذاران صداسازی‌ در ایران است. تخصصی که ایده اولیه آن را استاد در کلاس‌های خود مطرح کرد و نوربخش موفق شد اولین اتود صداگذاری در آواز را در سال ۱۳۷۴ زده و از سال ۱۳۷۶ آموزش آن را به هنرجویان آغاز کند.

خیلی‌ها از کلاس‌ آواز زده می‌شدند

رئیس هیات‌مدیره خانه موسیقی و رئیس جشنواره موسیقی فجر؛ یکی از شاگردان دوره اول آموزشی محمدرضا شجریان است که درباره صداسازی این‌گونه می‌گوید: آواز همیشه به شکل سنتی آموزش داده می‌شد. یعنی اگر هنرجویی آواز بلد بود؛ کلاس آموزش آواز می‌رفت و همیشه افراد معدودی در کلاس‌های آواز می‌توانستند خواننده واقعی شوند. ما هزاران هنرجو داریم که اکثریت‌شان درنهایت کار قابل ارائه‌ای ندارند. آنها اگرچه مجموعه‌ای از آموزش‌ها را پشت سر می‌گذارند اما موفق نمی‌شوند هنر خود را ارائه دهند. درست به همین دلیل است که خیلی‌ها پس از ورود به این دوره‌ها؛ از کلاس آواز زده شده و احساس می‌کنند کار بیهود‌ای انجام داده‌اند.

نوربخش این‌طور ادامه می‌دهد: مدت‌ها فکر کردم و دیدم اشکال کار در تکنیک است. به این نتیجه رسیدم که تمرین همزمان داشته باشیم. بسیاری از هنرجویان با اینکه باهوش بودند و فواصل را خوب می‌شناختند؛ اما بلد نبودند بخوانند. پس تصمیم گرفتیم قبل از ردیف؛ یکسری اتود تمرینی به هنرجویان آموزش دهیم.

چرا هجمه‌ها به شیوه آموزش آواز تمام شدنی نیست؟

با این وجود چرا هجمه‌ها به شیوه آموزش آواز تمام شدنی نیست؟ نوربخش انتقاد‌ها را این‌طور پاسخ می‌دهد: این انتقاد‌ها به این دلیل است که مزایای آن به خوبی درک نشده. من خودم راضی‌ام. هنرجویانم هم مشخص هستند. بعضی معتقدند صدای آنها قابل شنیدن است و رنگ و بوی آوازی دارد. بعضی هم انتقاد می‌کنند. ما هم متاسف می‌شویم چون صداسازی به این معنا نیست که اگر کسی صدا ندارد؛ ما برایش صدا بسازیم. ابتدا تست می‌گیریم؛ اگر صدای هنرجو مناسب بود و قابلیت داشت؛ کمکش می‌کنیم. صدای خواننده اکتسابی نیست و اگر صدا نداشته باشد؛ قبولش نمی‌کنیم اما اگر قابلیت داشت؛ کمکش می‌کنیم تا از صدایش بهترین بهره‌برداری را کند. صداسازی؛ نوعی تمرین است و ما همواره اتودهایی طراحی می‌کنیم که زود‌تر صداها به قابلیت برسند.

آیا نوربخش با استادش؛ محمدرضا شجریان درباره صداسازی صحبت هم کرده است؟ جواب می‌دهد: خیلی زیاد. با استاد شجریان زیاد صحبت کرده‌ام و ایشان موافق این رویه و مشوق جدی‌ام بودند. خودشان هم اتودهایی در این زمینه طراحی کردند و به اتفاق ایشان به نقطه نظرات خوبی رسیدیم.

نوربخش یادآوری می‌کند که استاد؛ خود این کلاس‌ها را ندارد اما گویا با همایون (پسرش) این دوره‌ها را داشته است.

۱۳

شجریان استاد تمام است اما خروجی کارگاه آوازش مفید نبود

علی جهاندار؛ دیگر شاگرد شجریان است که تا چند سال پیش ارادت خاصی بین او و استادش برقرار بود. او هم مانند اغلب شاگردان شجریان بعد از چهل سالگی فعالیت خود را آغاز کرد. او در دهه ۷۰ یکی از بهترین صدا‌ها بود که یکباره صحنه موسیقی را ترک کرد!

۱۱

قهر کردم چون پای احترام درمیان بود

این خواننده؛ ۸ سال پیش در گفت‌و‌گویی از این اتفاق این‌طور یاد کرده: من هیچوقت نمی‌توانم پاسخ این پرسش را به روشنی توضیح دهم. یکسری مسایلی میان دوستان من پیش آمد که سبب شد مدتی از موسیقی دوری کنم و این ستم را متحمل شوم. درست شبیه اینکه به چیزی علاقه‌مند باشید و پدرتان؛ شما را از آن منع کند. اینجا پای هم احترام پدر درمیان است و هم خواسته شما! اگر احترام پدر را درنظر بگیرید، باید از خواسته خود صرف‌نظر کنید و از آن دوری کنید. برای شروع دوباره هم چاره‌ای نیست جز اینکه از ابتدا شروع کنید که قطعا آنچه که باید بشود؛ نخواهد شد. برای من هم همین اتفاق افتاد و نشد به حرف کسی که برایم بسیار گرامی و قابل احترام بود، بی‌اعتنایی کنم. شاید خیر و صلاحی در این کار بود. امروز هم کار را تازه و پس از سال‌ها دوری از فضای آواز شروع کرده‌ام و خوشبختانه احترام آن بزرگوار نیز حفظ شد. من در این مدت با موسیقی قهر بودم و همه تلاشم فقط وفاداری به بزرگان بود. برای من نظر اساتیدی همچون شجریان و کسایی بسیار محترم است.

۱۰

شجریان یعنی تمام آواز

اما جهاندار در گفت‌و‌گوی تازه خود با ایلنا ضمن تایید روش صداسازی در آواز با این توضیح که هنرجو باید اصل صدا را داشته باشد، می‌گوید: در گذشته برای ما همین که کنار استاد باشیم؛ کافی بود و زیاد به فعالیت اجرایی فکر نمی‌کردیم. با وجود اینکه ما بزرگان دیگری مانند ایرج، گلپایگانی یا بنان را داشته‌ایم اما استاد شجریان؛ یعنی تمام آواز. ایشان هر آنچه باید در آواز ایرانی می‌شد را تمام کردند. در این موضوع هیچ شک و شبه‌ای نیست.

۵

رفاقت جای خود انتقاد جای خود

شاگرد دیروز و استاد امروز که حال خود نیز وارد کهن‌سالی می‌شود؛ از یکسو از دوستی و رفاقت خود با استادش‌ (شجریان) یاد می‌کند و از یکسو به شیوه کلاس‌های استاد انتقاد داشته و می‌گوید: کلاس‌های دوره سوم استاد برای شاگردان چندان نبود. در دوره‌های اول و دوم استاد برای شاگردان می‌خواند و از دلِ این خواندن‌ها؛ در آینده ترکیب‌بندهای خوب و جدید به دست می‌آمد اما برای شاگردان جدید این کار انجام نشد درنتیجه هنرجویان از مخزن بی‌کران آواز بی‌بهره ماندند.

اشاره جهاندار به این موضوع است که؛ به فرض این هنرجویان به بهترین نحو هم بخوانند اما چه فایده دارد که مثلا بیداد را خوب بخوانند یا آستان جانان را؟! چراکه این آثار را قبلا استاد در بهترین سطح خوانده و خواندن دوباره آن فایده ندارد. پس بهتر بود استاد؛ خود برای هنرجویان جدید مثل دو دوره قبل وقت می‌گذاشت.

وی با تاکید بر این موضوع که استاد کلاس صداسازی نداشت، می‌گوید: یاد ندارم که استاد به من یا آقای شفیعی یا کرامتی یا رفعتی گفته باشد صدای شما نیاز به ساختن دارد. در هفت یا هشت سالی که من کنار استاد بودم؛ نشنیدم به کسی این حرف را زده باشد. البته اعتقاد داشت که برای آواز یکسری کشش‌ها و طنین‌ها باید تمرین شود.

۲۱

یک دهه پربار با همایون شجریان تا سرلک، غلامى و رضایی

غلامرضا رضایی، شاگرد دیگر استاد شجریان در دوره دوم است که البته نظراتی متفاوت با جهاندار دارد. رضایی سه دوره آموزشی برای شاگردان استاد شجریان متصور است: یک دوره در دهه ۶۰ که در پایانِ آن هنرمندانی شاخصی چون علی جهاندار، مظفر شفیعی، حمیدرضا نوربخش، محسن کرامتى، قاسم رفعتى و معصومه مهرعلی به جامعه آوازی معرفی شدند. دوره دوم هم در دهه ۷۰ برگزار شد با شاگردانی که در جمعِ آنها؛ همایون شجریان، سینا سرلک، نغمه غلامى و غلامرضا رضایی حضور داشتند.

جالب آنکه او سومین دوره آموزشی را به دلیل دسترسی به استاد و همچنین تغییر شیوه آموزشی بهتر ارزیابی می‌کند و می‌گوید: در دوره سوم نگرش استاد به خاطر تغییر در احوال فردی و درونی، شرایط خصوصی زندگی، تغییر نگرش جامعه و….. متفاوت شد. درنتیجه کارگاه‌های آواز شکل گرفت. هنرجویان خوش‌صدایی هم در کلاس بودند. برخی از هنرجویان کارگاه در یک دوره‌ای خوب حرکت کردند ولی بعد به دلیل اجرای زیاد؛ مسیرشان تغییر کرد. آنها اگرچه خیلی کار کردند اما خیلی زود محدودیت علم‌شان در آواز لو رفت و همه چیز یکنواخت شد.

این خواننده؛ تکنیک‌های صداسازی را مفید و لازم می‌داند؛ از آن جهت که ابزار خواننده است. رضایی به ایلنا می‌گوید: همانگونه که ابزار نوازنده ساز است، ابزار یک خواننده هم صداست که باید پرورش داده شود. به همین دلیل تکنیک‌های صداسازی در کنار استعداد خوب از یک شخص؛ خواننده می‌سازد و جنبه علمی به کار آواز می‌دهد.

۱۵

جای آواز ایرانی در کاسه رزنانس سر است نه در حلق و سینه

رضایی؛ شیوه آموزش آواز ایرانی را با آواز غربی متفاوت می‌داند و می‌گوید: جای صدای آواز ایرانی باید در کاسه رزنانس سر باشد نه در حلق یا سینه! اما عضلات گلو سینه و دیافراگم به کمک تولید صدا مى‌آیند. متاسفانه برخی دوستان تکنیک‌های آواز غربی را با هنرجویان آواز ایرانى یا سلفژ کار می‌کنند که این روش کاملا اشتباه هست، زیرا تاثیر نادرست در لحن و رنگ خواننده آواز ایرانى دارد. اگر این شیوه جواب می‌داد؛ باید الان نتایج بهتری را شاهد می‌بودیم.

شادگرد دیروز و استاد امروز در کلاس‌هایش به شاگردانش علاوه بر آواز؛ تعلیم خوانندگی نیز می‌دهد و اعتقاد دارد: ردیف‌های موسیقی آیه مطلق نیستند.

این خواننده که در پایان همین ماه یک اثر با همکاری محمدرضا درویشی در ساری به صحنه می‌برد، می‌گوید: آواز یک رشته است. همان‌طور که در رشته‌های مختلف دانشگاهی مانند مهندسی واحدهایی وجود دارد، در آواز هم باید واحدهایی داشته باشیم که اصلی‌ترین‌شان، شناخت ادبیات و شعر فارسی است. این بخش؛ از صدا مهم‌تر است. صدا زیور کلام است. دانستن آناتومی تولید صدا از واحدهای الزامی است. صداسازی آواز ایرانی از الزمات کلاس‌های آواز است. و تأکید می‌کنم صداسازی آواز ایرانی با صداسازی آواز اپرا یا پاپ یا سلفژ متفاوت است.

۲۳+

کلام و ادبیات از آواز مهمتر است

اصولا آموزش آواز یعنی چه و چه بخش‌هایی را شامل می‌شود؛ رضایی پاسخ می‌دهد: آواز فقط ردیف نیست. ردیف محتوای خوانندگی است. در آواز ایرانی اصل آواز کلام و ادبیات است؛ مهجور‌ترین بخش امروز که هنرآموزان و هنرجویان کمتر به آن توجه می‌کنند از صداداشتن مهم‌تر است. اما روش تدریس آواز در ایران، تدریس آواز و خوانندگی نیست. بخشی از آواز به نام ردیف تدریس می‌شود و به صورت کلیت به آن کلاس آواز می‌گویند. همه رشته‌ها یک‌سری واحد و پیش‌نیاز دارند. پیش‌نیازهایی که در آواز ایرانی باید به آنها توجه شود نیز دو بخش است: یک بخش کلام و دیگری بخش موسیقایی. اصلی‌ترین موضوع آواز ایرانی دانستن شعر و ادبیات است. ادبیات خودش بخش‌های مختلفی دارد؛ نوع کلام که کلاسیک، معاصر و… باشد. یک هنرجو باید علم عروض و قافیه بداند. هنرجو باید تاریخ ادبیات بداند. بداند که این شعر شاعر در چه شرایطی از زمانه خودش گفته شده. باید شاعر و احوالات شاعر را بشناسد و بداند چگونه زیسته تا بتواند شعر را خوب اندیشه و بیان کند. بیشترین ضعف از اینجا آغاز می‌شود و آن دانستن مفهوم لغوی کلمات است که باعث می‌شود اگر کسی معنا و مفهوم را نداند، نمی‌تواند روی مخاطب تأثیر بگذارد.

۵

چرا جماعت هنرفروش شجریان را راحت نمی‌گذارند؟

قاسم رفعتی ازجمله هنرمندانی‌ست که هم محضر محمود کریمی را درک کرد و هم شاگر شجریان بوده. او درباره تفاوت تدریس این دو هنرمند و اینکه در شیوه تدریس قدما آیا بحث صداسازی وجود داشت، گفته است: آموزش من در محضر استاد کریمی یک آموزش نبود و بیشتر به زندگی شباهت داشت. داستان کلاس استاد شجریان هم جداست. وقتی پیش استاد رفتم؛ خودم در رادیو خواننده رسمی بودم و برنامه‌های زیادی ضبط کرده بودم اما شجریان به من لذت گوش دادن آواز را یاد داد. او می‌خواند و ما حال می‌کردیم. بعد ما می‌خواندیم و می‌دیدیم که آوازمان‌‌ همان است که بود اما حالش عوض شده. شجریان در موسیقی پدیدهٔ فراموش نشدنی‌ست اما نمی‌فهمم چرا او را راحت نمی‌گذارند این جماعت هنرفروش؟! سخن من درباره شجریان به یک جمله ختم می‌شود: همه استادند و همه خوب می‌خوانند و من حقیقتا نمی‌دانم استاد شجریان چقدر بلد است اما می‌توانم بگویم هرچه که بلد است را عالی اجرا می‌کند.

شجریان‌زده‌ها حتی از حالت لب‌های استاد تقلید می‌کنند

او درباره تقلید در آواز و شجریان‌زدگی هم چنین گفته: شجریان‌زدگی ربطی به شجریان ندارد. حتی آنها که شاگردش نیستند هم حالت لب‌های استاد را تقلید می‌کنند و جالب آنکه آن حالتی که استاد بدون قصد به لبانش می‌گیرد و آنقدر هم روی سن کمکش می‌کند تا شجریان باشد، روی صورت بقیه یک چیز تصنعی خنده‌دار از کار درمی‌آید. فکر می‌کنم اولین قدم برای هر خواننده‌ای این است که صدای خودش را گوش کند و دوستش داشته باشد و برای اینکه درستش کند تلاش کند. شبیه کسی خواندن؛ اسمش آواز نیست. ترجیح می‌دهم جای اینکه بدل بشنوم بنشینم کنار دست اصل و از اصل لذت ببرم.

[ad_2]

لینک منبع

اشرفی اصفهانی: روحانی اصلاح طلب نیست، او از اصولگرایان راستین است / نظر بخشی عظیمی از جریان راست روی روحانی است / جامعه مدرسین پیش از این روی کاندیدای خاصی نظر داد و شکست خورد؛ امام بارها در این رابطه به آنها تذکر دادند / تخریب گران آرام نمی نشینند؛ روحانی باید مرتب با مردم صحبت کند

[ad_1]

۲۱۶۲۱۱_۹۱۷

حجت الاسلام والمسلمین اشرفی اصفهانی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی «انتخاب» با اشاره به مصاحبه اخیر رئیس جمهوری اظهار کرد: همانطور که پیش بینی می شد مصاحبه ایشان استثنایی بود و مطالب مختلفی را مطرح کردند که اهم آن مسائل نبود اشتغال بود. ایشان خودشان اذعان کردند و آمار و ارقامی هم که دادند گویای این مسئله بود. بارها آقای روحانی مسئله بیکاری و عدم اشتغال جوانان تحصیلکرده را مطرح کردند. مسئولان از مقام معظم رهبری تا رئیس جمهوری همگی نگران این موضوع هشتند.

نایب رئیس هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست جمهوری اضافه کرد: برای مسئله اشتغال نباید همه توجهمان به دولت باشد که فقط از آن بخواهیم اشتغال ایجاد کند بلکه باید زمینه اشتغال در خارج از سیستم دولتی فراهم شود. دولت در ۳ سال و چند ماهی که از عمرش گذشته تلاش خود را تا جای ممکن کرده است. بارها گفته ایم که دولت یازدهم وارث دولتی شد که خرابی و ویرانی بی نهایتی را بر جای گذاشته بود. نمی شود در آستانه هر انتخاباتی این موضوعات را مطرح کرد و اینکه هر دولت بیاید باید این مشکل را حل کند. مگر میتوان معجزه کرد؟ باید مشکل بیکاری زیربنایی حل شود چراکه باعث به وجود آمدن فساد مالی و اخلاقی می شود.

وی با اشاره به توضیحات رئیس جمهوری درباره برجام بیان کرد: بسیار جای تاسف است که باجود تمام زحماتی که دولت و تیم مذاکره کننده و آقای ظریف و همکارانشان کشیدند، اینطور مورد بی مهری قرار بگیرند و یک دفعه تمام خدمات و زحمات ایشان را زیر سوال ببرند و بگویند برجام هیچ فایده ای نداشت.

اشرفی اصفهانی گفت: رئیس جمهور باید حداقل هر دو ماه یک مرتبه به صورت شفاف با مردم صحبت کند. یکی از نقاط ضعف آقای روحانی این است که ایشان کمتر با مردم صحبت میکنند به طوری که فاصله بین مصاحبه قبلی ایشان با مصاحبه اخیر حدود ۵ ماه طول کشید. دولت های قبل اینگونه نبودند، شاید دلیلش این باشد که صدا و سیما خیلی به این مسائل توجه ندارد و پیگیر آن نیست و کارهای کوچک را که به نفع خودشان و نه مردم است، بزرگ جلوه میدهند و نواقص بزرگ را کوچک جلوه میدهند به گونه ای که گویا این دولت هیچ کار مفیدی انجام نداده است و حالت یاس و نا امیدی در مردم به وجود می آورند.

این مقام نهاد ریاست جمهوری اضافه کرد: دکتر روحانی در مصاحبه اخیر منافع و ثمرات برجام را برشمردند که البته باید این ها را بگویند اگر برجام و مذکرات هسته ای و پیگیری تیم هسته ای این دولت نبود مشخص نبود که سرنوشت کشور به کجا می انجامید. البته بازهم من انتظار داشتم که ایشان صریح تر و محکم تر صحبت میکردند ولی در هر حال نسبت به مصاحبه های قبلی بسیار جامع تر و کامل تر بود.

وی در ادامه با اشاره به انتخابات آینده گفت: دکتر روحانی مطمئنا در انتخابات آینده کاندیدا خواهند شد. از ابتدای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی به جز موارد استثنای ابتدای نظام ، همگی دوره ریاست جمهوریشان ۸ سال به طول انجامید چراکه تا انسان بخواهد راه و چاه را شناسایی کند و تیم همفکر و همسو به دست بیاورد ۴ سال اول تمام شده است.۴سال دوم باید به دنبال برنامه ها و اهداف برود و باید به نتیجه نهایی برساند.ایشان قطعا در دوره بعد حضور خواهند داشت و ان شاء الله از حمایت فوق العاده ای مردم برخوردار خواهند شد.

اشرفی اصفهانی افزود: البته مردم انتظارات زیادی دارند و بعضا تبلیغات منفی علیه ایشان بسیار زیاد است و طیف مقابل در جهت تخریب ایشان در حال تلاش هستند اما بالاخره مطمئنا آقای روحانی برنامه هایی دارد، اینکه بعضی بخواهند کارشکنی کنند نهایت کم لطفی و بی انصافی است و آنچه ایشان طی ۳ سال درباره حقوق شهروندی زحمت کشیده بود نتیجه داد و حتی حقوقدانان برجسته از آن حمایت کردند، أین حق مردم است که از حقوق شرعی و قانونی خود دفاع کنند. به نظرم، ایشان در انتخابات آینده با برنامه های جدی تر و قوی تر حضور خواهند یافت.

اشرفی اصفهان در ادامه تاکید کرد: بعضی ها در مقوله تخریب نمیتوانند آرام بنشینند. همیشه گروهی بودند که در مقابل رئیس جمهور قرار گرفتند و هرچه در توان دارند استفاده میکنند تا چهره دولت را تخریب کنند و دست بردار هم نیستند.

اشرفی اصفهانی اضافه کرد: بدون استثنا تمام روسای جمهور از ابتدای انقلاب اسلامی با نوعی از کارشکنی ها رو به رو بودند، این یک امر طبیعی است،بعضی ها طبیعتشان این است که باید جبهه بگیرند چه اصول گرا باشند چه اصلاح طلب، فرقی نمی کند، عده ای طبعشان این است که کارشکنی کنند بنابراین ما خیلی امید نداریم که سخنان و مصاحبه های دکتر روحانی جلوی این قبیل کارشکنی ها را بگیرد. این گونه افراد منافع ملت را زیر سوال میبرند.

وی عنوان کرد: آرامشی که در این دولت به وجود آمد یکی از نعمت های بزرگ الهی است، مردم دلهره ندارند و به آرامش رسیده اند و در مسیر امام و رهبری حرکت می کنند، اینکه بخواهند مردم را مضطرب و نگران بکنند هیچ توجیه عقلانی و شرعی ندارد.

اشرفی اصفهانی خاطرنشان کرد: آقای روحانی از این به بعد باید مرتب با مردم صحبت کند که جای شک و تردیدی در دل مردم به وجود نیاید. مردم باید آقای روحانی را بهتر بشناسند، آقای روحانی آن طور که حق اوست درست شناخته نشد،تا قبل از انتخابات ۹۲ آقای روحانی خیلی امید نداشت پیروز شود چراکه ایشان بین خواص شناخته شده بودند اما بین عامه مردم ناشناخته بودند. ایشان در نهایت با حمایت های مردم و جبهه های مختلف موفق شدند.

وی ادامه داد: اگر آقای روحانی میخواهد برنامه هایش برای دوره های آینده به نتیجه برسد باید مرتب این چند ماه باقی مانده به انتخابات با مردم صحبت کند و چیز هایی که در ذهن مردم هست را درک کند و به وعده هایش تا جایی که میتواند و در اختیارات ایشان است عمل کند.

نائب رئیس هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری بیان کرد: یکی از وعده های ایشان این بود که تحریم ها برداشته شود که به بخش بزرگی از آن عملیاتی شد و مذاکرات به نتیج نهایی رسید، دشمن هم همیشه در تلاش برای کار شکنی است، آمریکا هم کارش نیرنگ و عهد شکنی بوده و خواهد بود اما ما باید به مسائل داخلی بیشتر توجه کنیم.باید به خواسته های مردم رسیدگی کنیم و دغدغه ها را برطرف کنیم تا مردم با اطمینان خاطر در دوره بعد به ایشان رای بدهند.

وی افزود: در دوره بعد عملکرد ایشان موجب آرای ایشان خواهد بود و مردم به حمایت شخصیت های مختلف توجه نمیکنند، برنامه ها و کار هایش را میبینند و به او رای میدهند، اگر اقای روحانی به صورت مرتب ،ماهی یک مرتبه با مردم صحبت بکند و نقاط مبهم را برطرف کند مردم با خاطر اسوده رای خواهند داد.

اشرفی اصفهانی در پاسخ به اینکه آیا فکر میکنید اصول گرایان به اجماع مورد نظرشان دست پیدا و یک نفر را معرفی میکنند؟ گفت: به نظر میرسد که طیف اصول گرا کسی را بتوانند کاندید کنند که در مقابل آقای روحانی بتواند قرار بگیرد. به هر حال جبهه اصول گرا در دوره های قبل هم حضور داشتند.

وی ادامه داد: کسی که موقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد و بتواند در مقابل ایشان قرار بگیرد تا حالا نیامده است و مطمئنا بخش عظیمی از اصول گرایان نظرشان روی آقای روحانی است چون ایشان اصلاح طلب نبودند،عضو جامعه روحانیت مبارز بودند، ایشان از اصول گرایان راستین نظام بودند و هستند و در مجلس هم موضع اصول گرایی داشتند. ایشان اصول گرای افراطی نبودند بلکه معتدل بودند و در تبلیغات ریاست جمهوری هم رویکرد اعتدالی داشت.

نائب رئیس هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری در پاسخ به اینکه آیا جامعه روحانیت و جامعه مدرسین میتوانند این اجماع را شکل بدهند؟ خاطرنشان کرد: خیر،جامعه مدرسین روی کلیات نظر میدهند و روی فرد خاصی تاکید نمیکنند. چون در گذشته این کار را کردند و شکست خورند و امام نیز بارها تذکر دادند که در مسائلی که به نفع جامعه مدرسین و حوزه نباشد نباید ورود کنند.

[ad_2]

لینک منبع