مطبوعات اصفهان نیازمند پالایش

[ad_1]

کیاست – مهدی برزین– با وجود دیجیتالی شدن اطلاعات و استفاده روزافرون شهروندان از فناوری بر پایه وب، هنوز پیشخوان روزنامه فروشی وجود دارد، رنگارنگ هم هست. اگر  کسی هر روز صبح زود(این روزها 9 صبح خیلی زود است) در دکه روزنامه  فروشی برود و البته نخواهد تنقلات یا خدایی ناکرده دخانیات بخرد، می تواند با یک بغل روزنامه و چندین هفته نامه برگردد، بخواند و بفرستد گوشه انباری!

اینجا در اصفهان چند روزنامه سراسری زیاد دارد، به خاطر علاقه وافر نهادها یا تشکل ها و البته بالا بودن میزان اخبار و اطلاعات تولید شده در استان، همه دوست دارند به صورت روزانه دیگران را از دسته گل های به آب داده، آبروهای بر باد رفته و فیل هایی که هوا شده است آگاه کنند.

شهرداری برای خودش خبرگزاری دارد، روزنامه هم در می آورد، و از هر لیوان آبی که مسولانش می خورند گزارش، خبر و از همه مهمتر عکس تهیه می کند، آجرها را که می چیند یا هر متر مکعب بتون یک پروژه عمرانی را جزو دست آوردهای مدیریت سطح بالای خود قلمداد می کند.

شهرداری یک گوشه کار است، شاید یک مثال ابعاد رشد اطلاع رسانی را بهتر نشان دهد؛ روزگاری در اطراف فلکه شهدا چندتایی فروشگاه کوچک کفش وجود داشت.از سال های 84، 85 که نفت گران شد، واردات و البته تولید کفش بیشتری صورت می گرفت، شهدا به سمت چهارراه تختی شد راسته کفش فروشی عین خیابان سپه!

عالم مطبوعات این شهر همین جور رونق گرفت، یارانه مطبوعات و آگهی مشوق حضور بسیاری در این وادی شد تا جایی که یک شهر دو میلیون نفری، حداقل چهار روزنامه سراسری و تعداد زیادی هفته نامه، ماهنامه و گاهنامه دارد و تازه چند تایی هم خانوادگی همه روزنامه دار، خبرنگار و مجله دار هستند.

تا اینجای کار مثل همتایان خود در همه جای دنیا کارشان را می کنند و پیشخوان رنگارنگ در کنار لشکری از پایگاه های خبری- تحلیلی به کار تنویر افکار عمومی، انتقال اخبار می پردارند. مردم هم با خواندن تیترها، سعی می کنند در نهایت از رسمی های قدیمی، یک نسخه بخرند و مابقی آنچه هست صرف اشتراک های درآمدزا و این روزها به مدد اداره کل ارشاد و اسلامی اشتراک نیم بهایی می شود که مصرف کننده مجانی دریافت می کند.

جالا سووال این جاست مگر چقدر روزنامه خوان در این شهر و حتی کشور وجود دارد؟ تیراژ روزنامه در سراسر کشور به یک میلیون نسخه نمی رسد که با احتساب دیگر نشریات دوره ای، در حالت خوشبینانه دو میلیون نسخه می شوند.

حالا این همه دم و دستگاه با چاپ رنگی یا حتی گلاسه، در یک شهر لازم است یا نه؟ واگویه کردن صحبت ها و خبرهای یک یا چند دستگاه پس از یک نشست خبری برای همدیگر و تقلیل خبر و گزارش از متن و حواشی رویداد و تحلیل به چند آمار یا وعده و مطالبی که تنها برای دستگاه ذینفع، جالب باشد، را می توان آگاه سازی افکار عمومی  نامید؟!

آرزو شاید درست نباشد اما لازم است حداقل یک تحقیق جامع درباره میزان نفوذ و خوانده شدن مطالب تولیدی یا تنظیمی انجام شود، تا مشخص شود چقدر ارایه آمار و بیان وعده بین مردم خریدار دارد یا چقدر گزارش تخصصی و تحقیقی این روزها خریدار دارد.

آیا پر شدن صندلی های یک نشست خبری و شکوه هر چه بیشتر آن منجر به تولید محتوایی می شود که بر تصمیم گیری و نگاه مخاطب خود یا بالا رفتن سواد رسانه ای او تاثیرگذار باشد، یا قرار است فقط 400 تا 500 کلمه خبر از فرمایشات آقای رییس زینت بخش صفحات داخلی شود تا در کنارش چند آگهی و رپرتاژ برای درآمدزایی از آسمان برسد.

اگر کسی یک روزنامه محلی در یک شهر اروپایی ورق بزند، هر اتفاقی یا رویدادی که مورد علاقه مخاطب باشد را می بییند و شاید از حجم آن تعجب کند و یا از اینکه در کشوری مثل ژاپن و جزیره فناوری، فقط یک روزنامه اش 16 میلیون نسخه چاپی دارد به غیر از نسخه آنلاینش، خاطرش نژند شود. اما آیا در همین شهر ما نشریه ای پیدا می شود که فارغ از برج عاج یا باج چیزی به مسایل ریز شهر بپردازد؟

وقتی جذابیت برای مخاطب و البته ارتقای دانسته های او مدنظر مطبوعات باشد، مرجع بودن آنها برای جامعه هم محقق می شود و افراد می توانند با بهره گیری از اطلاعات و محتوای تولیدی، در زمان تصمیم گیری با خاطر آسوده تر عمل کند و البته آن جامعه کمتر به دام شایعه می افتند.

اما انگار کمتر از قصه مرجع اجتماعی بودن مطبوعات خبری هست. بیشتر آنها  به  دنبال یک ملجاء و اسپانسر می گردند و ترس از توقف انتشار “آنان” را دچار استرس می کند.

در کنار معیوب بودن چرخه اقتصادی مطبوعات، مشکل بزرگی نیز برای نیروی انسانی مورد نیاز وجود دارد. با افزایش گرایش به مدرک در کشور، علاوه بر علاقه مندان سابق رشته های مرتبط با مطبوعات، افراد زیادی نیز با امیدهای گوناگون وارد رشته های مرتبط با روزنامه نگاری شدند که یا به دلیل استعداد و علاقه نتوانستند کاری از پیش ببرند و یا از نظر درآمدی برایشان سودی نداشت.

 مطبوعات در اصفهان در زمینه پرداختی ها تا استانداردهای اداره کار نیز فاصله دارد و گاهی دیدن مبلغ فیش های حقوقی آنان دل بیننده را به درد می آورد.

اما گستردگی مطبوعات در تعداد و کم اهمیتی به تخصص و کیفیت قلم باعث افزایش عرضه در بازار کار شده است و جلوی مانور روزنامه نگاران و خبرنگاران را برای حرکت های صنفی گرفته است.

در جای دیگر هم خانه مطبوعات با تقلیل پیدا کردن آن به خانه مدیران مسوول عملا حتی توانایی فرستادن پیامی به نهادها یا دستگاه های خصوصی و عمومی استان برای حفظ حرمت خبرنگاران را ندارد.

نه به وضع معیشت اعضای خود و استانداردهای کاری آنان و اهلیت مدیران رسیدگی و توجه می کند و نه رویه های غلط را با آموزش های مدون اصلاح می کنند.

وزارت ارشاد در این سال ها با دادن یارانه به مطبوعات و حتی کاغذ نیم بها موجب شد تا بسیاری از مطبوعات ناتوان، جانی تازه بگیرند و درحالی که به دلیل مشکلات مدیریتی یا موضوعی از جمله نگاه کهنه و واپسگرا، باید مدت ها پیش به تاریخ می پیوستند به صورتی گلخانه ارتزاق می کنند و آگهی نامه هایی بدون محتوای تولیدی خود و صرفا اخبار تاریخ گذشته منتشر می کنند.

مجوزهای صادر شده برای راه اندازی نشریات محلی که توجه کمی به میزان صلاحیت حرفه ای شخص دارد، از دیگر آسیب هایی است که در چند سال گذشته گریبان مطبوعات را گرفته است، هر چند نیت اولیه آن شکستن انحصار بوده اما حالا مثل راسته کفش فروش های شهدا، پر است از جنس های تقلبی و کم کیفیت که روی کارهای خوب و با دوام سایه افکنده اند.

اصفهان بیشتر از آنکه روزنامه دار و نشریه دار بخواهد به روزنامه خوان نیاز دارد، به خونی نو در رگ های خود نیاز دارد تا بتوان روحیه پرسشگری را زنده کرده و خواننده را با خود آشتی دهد.

مطبوعات به لیست دروغین مشترکان برای بالا بردن درآمد احتیاج ندارد و بالاتر از همه به فروختن قلم یا سکوت در برابر ایرادات و نقایص عملکرد آگهی دهندگان نباید تکیه کند بلکه بر نفوذ خود به عنوان رکن چهارم دمکراسی، یاور افکار عمومی و بازتاب دادن خواسته ها و نقطه نظرات جامعه در برابر این همه بحران که گریبان هوا و آب و خاک این شهر را گرفته است، باشد.

مطبوعات اصفهان امروز فقط برای زنده ماندن تلاش می کنند در حالیکه باید واعظ زندگی باشند، و به جای در افتادن در مدح و ثنای این و آن به رسالت حرفه ای خود عمل کنند و با تامین صحیح معیشت کارکنان خود، به جای ساختن بازاریاب و آگهی یاب، خبرنگارانی شجاع و مستقل را تحویل جامعه مطبوعات استان بدهند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *